تبليغاتX
عکسهای زیبای طارم زمین(طارم هرمزگان)
نام تارم همراه باشهرهای بزرگ درنقشه های قدیمی مشهوداست که درزیربه چندمورد اشاره میشود:


_درنقشه دولت اسکندر مقدومی قبل ازفوت اوتوسط اطلس لابلاش(بانام تاراوآ)                                           _درنقشه آسیاالغربیهدرکتاب پربهای آکادمیک جامع الازهر(با نام تارون)                                                 _درنقشه خلیج فارس توسط گییوم نیکیولادرلاهای سال1794م(بانامTaromi)*

-------------------------------------------------------

*بقیه مواردانقشه های غرفه اختصاصی خلیج فارس درهیجدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که ازبنیادایران شناسای تهیه گردیده است نقل شده است


+ نوشته شده توسط صابر و محمد امامدادی طارمی در جمعه دوازدهم آذر 1389 و ساعت 0:25 |
 

+ نوشته شده توسط صابر و محمد امامدادی طارمی در شنبه سیزدهم آذر 1389 و ساعت 18:14 |

دومين فصل كاوش باستان‌شناسي محوطه‌ي «طارم» در هرمزگان با شناسايي بقايايي از سازه‌هاي عشايري و چند ستون پايان يافت. معاون حفظ،احيا و ثبت آثار تاريخي اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري هرمزگان بيان كرد: در فصل دوم كاوش محوطه‌ي طارم حاجي‌آباد، 400 مترمربع در چهار كارگاه كاوش شد. در نخستين كارگاه، بقاياي سازه‌هاي عشايري شامل ديوار خشكه‌چين و نامنظم متعلق به استقرارهاي موقت اقوام كوچ‌رو به‌دست آمد.

 

عباس نوروزي ادامه داد: در يكي ديگر از كارگاه‌ها زير سازه‌هاي عشايري، بقاياي فضاي انتقال و ذخيره‌ي آب پيدا شد كه احتمالا به آخرين لايه‌هاي استقراري در محوطه مربوط است.

وي اظهار داشت: در بخش مياني نيمه‌ي جنوبي قلعه نيز كارگاهي براي شناخت كاربري واقعي يكي از سازه‌ها ايجاد شد. در بخش غربي اين كارگاه، چهار ستون به‌دست آمد كه به‌نظر مي‌رسد، نوعي درگاه ورودي باشد و در مركز آن، حوضي قرار دارد.

او با اشاره به اين‌كه به‌نظر مي‌رسد، كف اصلي اين سازه‌ي آبي ساروجي باشد كه در دوره‌هاي بعد چندبار به‌وسيله‌ي گچ احيا شده است، افزود: ممكن است، كاربري اين سازه رختشويخانه باشد.

به گفته‌ي نوروزي، در كارگاه چهارم هشت ستون با ابعاد يك متر در يك متر پيدا شد. بيش‌ترين ارتفاع آن‌ها به حدود 180 سانتي‌متر مي‌رسد و شايد داراي كاربري مذهبي بوده باشد.

وي تأكيد كرد: براي شناخت كاربري سازه‌هاي به‌دست آمده در اين محوطه نياز است كه كاوش‌ها ادامه يابد. اين امر در زماني ديگر به‌طور قطع انجام خواهد شد.

+ نوشته شده توسط صابر و محمد امامدادی طارمی در شنبه سیزدهم آذر 1389 و ساعت 17:5 |

-قلعه تارم بنای خشتی ودارای برج وبارو وزندان واقامتگاهی است که در جوار روستای قدیم تارم یعنی در حدود مرکز دشت تارم واقع گردیده است که بنا به شواهدی یکی از شعبات پلیس اس پی آر جنوب بوده که مقر اصلی آن نایبند بندرعباس وشعب آن یکی در فین ودیگری در تارم بوده است پلیس اس پی آر حدود یکصد سال پیش توسط انگلیسیان وبه سرپرستی ژنرال سایکس با بهره گیری از نیروهای بومی جهت ایجاد نظم در منطقه تشکیل گردید(9).با اتمام ماموریت پلیس اس پی آر به تناوب مقر حاکمیت کلانتران محلی ودولتی منجمله  علیرضا خان صولت سلطان ،چوبینه ،تهمتن خان صولت پور ونهایتا ژاندارمری بوده است.

-قلعه خندق(قلعه تارم)درشمال غربی روستای تارم قدیم وبر روی برجستگی زمینی آبرفتی وحاصلخیز بنا گردیده که اطراف آنرا کشتزارهای گندم ،جو،پنبه و شلتوک(در گذشته)فراگرفته اند.قلعه حدود  5 هکتار وسعت دارد که خندقی به عمق 10متر وعرض 20متر در اطراف آن تعبیه شده تابهنگام حملات احتمالی با آبگیری خندق وانسداد دربهای ورودی ازخطرات در مصون باشد. در ضلع شرقی این قلعه آب انبار بسیار بزرگی قرار دارد که شاید در نوع وحجم در جنوب بی نظیر باشد.این آب انبار در سطحی کاملا متناسب ساخته شده تا بتواند علاوه بر ذخیره آب توسط شبکه های ساروجی زیر زمینی آب رادرتمامی سطح قلعه در دسترس قرار دهد.همچنین باتغذیه حمام ها وآسیاب آبی که در جنوب قلعه واقع شده نقش مهمی را درچرخه اقامتی قلعه بعهده داشته است . وجود نقب های زیر زمینی بین اتاقها،سقفهای سنگ وساروجی بیانگر آنست که ساکنین قلعه حتی به هنگام محاصره از در تیر رس بودن در امان بوده اند.در ابتدای این مقال ذکر گردید که این قلعه متناوبا  مرکز حکومتی حاکمان متعددی بوده وبه کرات آباد و ویران شده است


-آرامگاه بی بی عایشه دختر شاه سیف الله قتال(حضرت قتال)عارف بزرگ قرن ششم در شمال طارم زمین و نزدیک روستای هاشم آباد (پتکوییه)در آن زمان که وی در این نقطه مدفون شده آن ناحیه را دشتی وسیع فرا گرفته بود,که دشت عایشه نامیده می شد.بنای آرامگاه در قرن یازدهم هجری به دستور حاکم وقت لارستان ساخته شده است .

-باورهای عامه در باورهای عامه صدای رعدوبرق صدای پای دول دول یا اسب حضرت علی می باشد.بقایای بر جای مانده از جدولهای سنگ وساروجی جهت انتقال آب کوه ها به دشت ها عامه را بر این باور واداشته تا ازآن افسانه ای بسازند بنابراین افسانه زنی برای اثبات برابری توان خود با مردان دست به این اقدام سترگ زده اما پس از اتمام کار نهایت پاداش او لقب شیرزن است که باز هم بر مونث بودن او تاکید دارد و این او را ناامید می کند .

در آبگرم بزرگ بقایای سنگی است که باور عامه جسم سنگ شده احمد لیل چوپان است که به هنگام استحمام حضرت بی بی از بلندای تپه او را می نگریسته و هنگامی که ندیمه حضرت بی بی که خواهر احمد لیل بوده نوا سر می دهد احمد لیل بیا به سیل .احمد نیز با نوای نی او را همراهی می کند که حضرت بی بی متوجه شده با نفرین او را مبدل به سنگ می کند هم اکنون گاهی باد نفیر نی به جای مانده در دل سنگ او را به صدا در می آورد.

-قلعه کافران برفراز کوهی درمنتهی الیه منطقه کوهستانی شمال دشت تارم زمین که هم اکنون دماغه گهکم نامیده میشود احداث گردیده است انتخاب مکان قلعه بر روی قله کوه وعدم امکان دسترسی ورود به قلعه مگر از راه ورودی اصلی- احداث چاه آب بر روی برجستگی،انبارغلات وهمچنین مشاهده سنگ آهن دراطراف قلعه نشانگرساخت سلاح در قلعه ونمایانگر آن است که ساکنین قلعه همه تمهیدات لازم رابرای مقاومت دربرابر محاصره های احتمالی درازمدت اندیشده بودند.اززمان احداث این قلعه اطلاع دقیقی در دست نیست ازآنجاییکه از ضرب کلمه سبعه جات بر روی مسکوکات مکشوفه در روستای گودوی قلعه قاضی میتوان گمان برد که این قلعه توسط بیگانگان حاکم بر ملوک هرموز وجرونات احداث گردیده وبه همین دلیل برآن نام قلعه کافران نهاداند.همچنین نامگذاری قناتی بنام مستان در جوف همین قلعه میتوانددلیل دیگری بر سکونت غیر مسلمانان در این قلعه باشد.


+ نوشته شده توسط صابر و محمد امامدادی طارمی در شنبه سیزدهم آذر 1389 و ساعت 17:0 |

گویش

از جمله مباحثی که در حوزه زبان شناسی از اهمیت برخوردار بوده و کمتر به آن توجه شده است وحتی بعضی از مناطق اصلا مورد توجه قرار نگرفته  گویش های محلی است زیرا گویش های گوناگون خود از عناصر مهم میراث فرهنگی و ارزش های والای جامعه به حساب می آیند ودر مملکت ما آنقدر دامنه گسترده ای دارد که در میان هر ایل و قبیله و روستا گویش خاصی وجود دارد که اگر با دیدی علمی دقیق و تیز بین مورد مطالعه قرار گیرند حکمت های فراوانی در آن یافت می شود .

 

گویش های اهالی تارم زمین بر گرفته از زبان لری و امیخته ای از محاوره لارستانی و ساحلی هرمزگان است که زبان لری نیز خود از متفرعات پهلوی جنوب است و از نظر ارتباط استقلال زبانهای محلی و لغات و ترکیبات و نوع کاربرد شناسه ها به طور دقیق با زبان پهلوی جنوبی و یا پهلوی ساسانی منطبق است و روابط دستوری خاصی وبخصوص از نظر ارتباط ضمایر به اسمها و افعال در آن به کار رفته و اغلب کلمات اصیل فارسی در آن یافت می شود .واژگان اشکم(شکم)اور(ابر)پروند (کمربند مقدس -کمربند مخصوص رفتن بالای درخت خرما)پس(پسر) پسین (بعداظهر) دروشیدن (لرزیدن ) دول (دلو‌)زوزه (جوجه تیغی )گت(بزرگ)گردک(کلیه) مروا (فال نیک زدن )همگی بازماندگان زبان پهلوی جنوبی یعنی زبان رایج روزگار ساسانیان است .

یکی دیگر از نشانه های اصالت گویش اهالی تارم زمین این است که طرز کاربرد شناسه ها به طور دقیق منطبق با نوع کاربرد شناسه ها در پارسی باستان می با شد .

ام دی - دیدم

ات دی -دیدی

اشدی- دید

بطور کلی تشابه و همگونی که میان گویش اهالی تارم زمین با گویش های متقدم و با سابقه ای که ریشه در زبان پهلوی دارند یکی دیگر از نشانه های قدمت و غنای گویش این خطه است که در مقام مقایسه می توان به نمونه هایی از این دست اشاره نمود .

واژه مو به معنی من -هنو به معنی هنوز - خوم به معنی خودم با گویش زرتشتیان کرمان و دشتستان.

مصدر شدن به معنای رفتن در ضمایر متفاوت با گویش شمالی ودشتی.

واژه تش به معنی آتش با گویش مازندرانی .

واژهای گو به معنی گاو و دروش به معنای درفش با زبان خراسانی

+ نوشته شده توسط صابر و محمد امامدادی طارمی در شنبه سیزدهم آذر 1389 و ساعت 16:52 |

تارم زمین

 

درشمال غربی استان هرمزگان  ودر ضلع جنوب  غربی شهرستان حاجی آباد دشتی وسیع واقع گردیده که اطراف آنراامتداد سلسله جبال زاگرس در بر گرفته است .با گذر از مرتفع ترین گذرگاه انسان یعنی تنگه زاغ دشت حاصلخیز سعادت آباد و سرچاهان نمایان میشود که مدخل ورودی تارم زمین است، تار در گویش متداول منطقه به فرورفتگی هایی برروی کوهها اطلاق میشود که بهنگام بارندگی در آن آب جمع شده ومورد استفاده آدمیان واحشام قرار میگیرد تعدد وجود تارها باعث گردیده تا جمع مکسر آن به تارون مبدل ودر گذشت اعصار به تارم منتهی شود.آرنولدتوین بی درجغرافی اداری هخامنشیان میگوید:"شهر زادگاه وه بزداته(تاروا)tarava،اسم خود را به تارم شهری در مرز شرقی لارستان داده است"(1) وه یزداته شورشی مدعی تاح وتخت هخامنشیان خودرابا صراحت وشجاعت فرزندکوروش دوم=/کبیر/ووارث زنده وبه حق تاج وتخت سلطنت شاهنشاهی می دانست ادعایی که به گونه ای آشکارو بارز بر ادعای غاصبی از شاخه ی آریارمنه ی دودمان هخامنشی(داریوش) ارجحیت داشت.ادعای وه یزداته تنهاموردتاییدیاتوییه قبیله ی خودش قرار نگرفت.جمع کثیری درخودپارسا به زیرعلم او گرد آمدنداز جمله پاسداران ومحافظین کاخهای سلطنتی.همین تحولات سبب شد که وه یزداته درخودپارس به عنوان شاه بر تخت سلطنت جلوس کند این واقعه برای داریوش هولناک ترین رویداد ممکن بود.به طوری که میتوان از شرح صریح وبی پردهای که داریوش در کتیبه بیستون برای همه گان مطرح میکند که وه یزداته خطرناکترین وسهمناکترین دشمن داریوش است را مشاهده کرد.دربندچهل تا چهل وسه از ستون سوم سنگ نوشته داریوش بزرگ در بغستان(بیستون)می خوانیم:

"40-گوید داریوش شاه:مردی بود وه یزداته نام شهری (است)تاروانام(از)سرزمینی یوتی(ییوتیا)نام در پارس آنجا می زیست.اودومین باربه شورش برخواست در پارس.مردم را ایدون گفت:"من بردیه ام پسر کوروش".آنگاه لشکر پارسی که در میهن(پارس)بوداز هرجایی که پیشتر بودآن ازمن مهرگسل(شورشی)شد به سوی آن وه یزداته برفت وی شاه شد در پارس.

+ نوشته شده توسط صابر و محمد امامدادی طارمی در شنبه سیزدهم آذر 1389 و ساعت 16:45 |


Powered By
BLOGFA.COM